الشيخ رسول جعفريان
228
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
دارد : كوچكترين ترديدى وجود ندارد كه امام على عليه السّلام حق خويش را پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دست رفته مىديد ، اما به دلايلى سكوت كرد . پس از عمر ، انتظار آن را داشت تا حق به حقدار بازگردد . در اين باره خود و شيعيانش نظير مقداد و عمار تلاش كردند ، اما اين تلاشها به جايى نرسيد . پس از آن در دورهء عثمان ، امام چنين احساس كرد كه در شرايط جديد ، رهبرى جامعه چشمانداز موفقى ندارد . با اين حال اصرار مردم او را اميدوار كرد . اين اميد در طى چهار سال و نه ماه اقدامات سخت امام براى رهبرى صحيح بر باد رفت . تلاش محدود و نوميدانه امام حسن عليه السّلام هم بسرعت در هم شكسته شد . اكنون بايد انتظار بيست سالهاى تا مرگ معاويه مطرح مىشد . امام حسين عليه السّلام اين مدت را صبر كرد گرچه در اين مدت اعتراضاتى بر معاويه در زمينههاى سياسى بويژه قتل برخى شيعيان داشت . در سالهاى آخر حيات ننگين معاويه سخن از ولايتعهدى يزيد به ميان آمد . امام حسين عليه السّلام مخالفت كرد ، اما چندان اميدى نبود . با اين حال امام در مقام امامت نمىتوانست تحمل كند . با روى كار آمدن يزيد ، امام از روى اعتراض به مكه آمد . در اينجا بود كه روزنهء اميدى از سمت شرق گشوده شد . عراق چند بار تجربهء ناميمونى را پشت سر گذاشته بود . اما چه مىشد كرد . اگر قرار بود اقدامى صورت گيرد ، نه در شام و حجاز بلكه فقط در عراق ممكن بود . آيا ممكن بود تا يك بار ديگر به كمك مسلمانان عراق كه شيعيان در آن بودند حكومت اموى را سرنگون كرد و دولت علوى را سر پا نمود ؟ ظاهر امر ، يعنى حمايتهاى گستردهاى كه خبر آنها به امام رسيد اين امر را تا اندازهاى تأييد مىكرد . امام فرصت را از دست نداد ، امام وقتى به كوفه نزديك شد ، اوضاع دگرگون شده بود . او در برابر سپاه ابن زياد قرار گرفت . سخن از تسليم شدن و بيعت با يزيد بود ، امام نپذيرفت . نتيجه آن شد كه همراه ياران محدودش در سرزمين كربلا به شهادت رسيد . اين توضيح در شرح سخنى است كه چند سطر قبل به آن اشاره كرديم و آن اين كه كربلا آخرين تلاش سياسى ممكن براى دستيابى به دولتى علوى در جامعهاى بود